
ناپایـداری زمـان در حیـات
سپتامبر 6, 2025
نمایشگاه آرتیست بوک
دسامبر 5, 2025نگاهی با آثار نقاشی مهتاب اکبرزاده
دکتر حسین اردلانی
دانشیار و عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی
Analysis of Mahtab Akbarzade works in the I Live In Silence exhibition
سکوت از پختهترین مراتب سلوک در ارتقاء انسان است. ژیل دلوز به همراه گتاری می گویند چه خوب است حرفی برای گفتن نداشتن چرا که ارزش کلمات بیان شده در آینده بیشتر می شود.
مهتاب اکبرزاده متولد ۱۳۸۱ در شهر آمل است. او در خانوادهای هنری چشم به جهان گشود و به همراه پدر که معلم نقاشی بود رفتهرفته به نقاشی علاقمند شد. همچنین به واسطه شغل مادر که گالری دار بود آثار بسیاری را از چشم گذراند. رفتهرفته در آتلیه پدر با عنوان (گالری مانی) شروع به تدریس به کودکان کرد و در نهایت در ۱۸ سالگی با قبولی در رشته نقاشی به تهران مهاجرت کرد. او هماکنون مشغول حرفه تولیدمحتوا و گهگاهی سفارش نقاشی است و دانش آموخته نقاشی در مقطع کاردانی از دانشگاه فنی و مهارت دکتر شریعتی میباشد.
از ۹ سالگی شروع به آموختن طراحی پایه نزد پدر بود که با گذر زمان نسبتا طولانی با اجازه پدر به رنگ روی آورد. در ۱۳ سالگی به تکنیک رنگ روغن به طبیعت گرایی و عینیت پذیری مشغول شد و این کار در او پشتوانهای غنی ساخت تا در آینده بر فضای شخصی خود متمرکز گردد. در محضر اساتیدی همچون خانم پروا کارخانه، آقای تیتکانلو و اکنون در آتلیه خانم دکتر هانیه دربندی مشغول طی کردن آموزش برای نائل آمدن به فضاهای حسی و درونی خود است. در این میان پدر نقش بسزایی برای علاقمندی او به نقاشی داشت؛ همچنین خانم کارخانه به لحاظ توجه به دیتیل بندی و طبیعتهای بیجان و خانم دکتر دربندی برای نوع قلمگذاریها، پالت رنگی و شخصی، و حس در انعکاس نور، سهم بسزایی در رشد او داشتند. به آثار داوینچی بخصوص شام آخر بابت رنگ گذاریهای نمادین در نوع شخصیتها و ادوارد مونش برای نوع قلمزنی و فضای اکسپرسیونیستیاش بسیار علاقه دارد.
مهتاب اکبرزاده در کنار نقاشی به موسیقی و نمایش نیز علاقمند است. سازدهنی را دوست دارد، پیانو مینوازد و در دو نمایش تاریخی با نامهای (اول) نمایش ایرانی در دیزی به کارگردانی مهدی بایرامی(۱۴۰۳) و (دوم) در سایهسار صلیب به کارگردانی رضا کوشکی و علی سلطانیفر (۱۴۰۴) اجرا شده در بوتیک تئاتر ایران نقش آفرینی کرده است. کمتر مطالعه میکند، اما مطالعات او محدود میشود به اساطیر کلاسیک یونان و ایران.
مهتاب اکبرزاده هنرمندی خون گرم و صمیمی است و با اینکه بیانی شیرین دارد اما گهگاهی از سخن گفتن طفره میرود. او سخن گفتن را دوست ندارد و سکوت را بیشتر ترجیح میدهد، درست همانند تابلوهایش، فضایی کم عنصر با نمادهایی معنادار. نمادهایی همچون چوبهای کبریت سوخته و خاموش، وسایل نقاشی، پارچههای وسیع با نور و سایههای هیجان انگیز. اما بیش از هر نمادی تصویر کلید در این مجموعه از نقاشیهایش دیده میشود. کلیدهایی شکسته که قرار نیست قفل کلام انسانی را باز کند. این سکوت در کبریتهای سوخته نمایشی از گذر زمان را به خود میافزاید و با پارچههایی سپپید و رنگی تلاش دارد تا تنانگی زن را در قالب پارچه بیان دارد. وسایل نقاشی نیز انعکاس دهندهی جهان اوست. سکوت در خلق اثر به دور از هیاهو و آشوب. نقاشیهای او نه از جهانی بیفعل بلکه از جهانی ارزشمند میآید.
اکبرزاده از ارائه جهانی عینی روی گردان است. با توجه به اینکه دوران طولانی به خلق آثار عینی پرداخته امروز دیگر این فضا توان ارائه جهان درون او و انعکاس اندیشه و موضوع او را ندارد. به همین دلیل تلاش میکند تا با دیتیلهایی، بخشی از فضا را قاب کرده و به مخاطب عرضه بدارد. او تلاش دارد وضوح ابژههای نقاشی خود را رعایت کند اما همانند عکاس به عینیت نپردازد. این را میتوان در ضربات قلمموی او دریافت. در مصاحبه خود با نویسنده اشار دارد که فضای باز – غیر دیتیلی- فضایی عمومی و عامیانه است.
آثار او برگرفته از اتودهای اولیه و انتخاب یا تهیه عکسهایی مبنی بر اتودهای اولیه آثارش است. سایههای رنگی او ما را به یاد نقاشان پست امپرسیونیست همانند وان گوگ میاندازد. او به خوبی میداند برای موضوعی که در سر میپروراند چه تکنیک و چه کادری نیاز دارد. هرچند در ترکیببندی نقاشیهایش هنوز پختگی یک نقاش کهنه کار را ندارد اما آثار درخشانی در این مجموعه مبنی بر درک سواد بصری او دیده میشود. ترکیب رنگی او و اهمیت به عناصر نمادین را خوب درک میکند و از مهمترین عناصر آثارش در تصویر پارچه، کلید، حضور انسان و در مضمون زن و سکوت است. سپیدی سکوت یک زن، چیزی که در خود امید به ارمغان میآورد. زنهایی در انتظار روزهای خوشبختی و خوش کامی، زنهایی که بر خلاف امروز بیش از آنکه به بیرون توجه کنند به عالم درون خود متمرکز میشوند.
این روزها مهتاب اکبرزاده مشغول نقاشی است. کم حرفی را دوست دارد، در زمان خلق اثر موضوع را در خود استحاله کرده و به آن فکر نمیکند. در واقع نقاشی برای او امریست که جاری میشود. او همیشه دفتری با خود همراه دارد تا ایدههای خود را در لحظه ثبت نماید. در مجموعه جدید خود که در حال آماده کردن برای نمایشگاه بعدی است او تلاش دارد تا حس خود را در قالب ترکیبهایی نوین از تصویر به نمایش بگذارد. آثاری که در آنها چهره زنان و درختان در هم غلطیده میشوند تا انسان با طبیعت یکی شود. اینبار سکوت نزد طبیعت و درختانی که صرفا تنها در حضور وزش باد ضمضمههایی اندک از خود ارائه میدهند. مجموعه جدید او بر پایه بافت حضوری درخشان به لحاظ بصری دارد. و در یک کلام لطافت و سکوت در عناصر بصری اکبرزاده هر بار با عناصر بصری متفاوت و لحنی نو ارائه میشود. نقاشی کردن برای او معنا بخشیدن به هستی او و درک حضور خود در این جهان است.

